آذر
۰۶
تقدیم به تنها ماه زندگی ام
قصه ای شیرین برای شبهای پر ستاره ات، قصهء بلمی طوفان زده در اقیانوس تنهایی ها که بادبانهایش را به سمت بادهای سهمگین می گشود و هرگز از گردابهای پیش رویش نمی هراسید. تا بیکران می رفت و افق در پس و پیش او هر بار خضوعانه سر خم می کرد.
بلم کوچک بارها در مسیر بادها شکست و راهش را گم کرد، در سیاهی شبهای تار تا اعماق امواج ملتهب پیش رفت و در پناه مهربانی ستارهها دوباره راهش را یافت. بلم آرام و پیوسته می رفت گرچه در راه، ابرهای سیاه در انتظار شکستنش لحظه شماری می کردند و او هیچگاه از سایه سنگین و ترسناکشان نهراسید. بلم ما سنگین از بارعشق در راه عاشق بودن فرسنگها اقیانوس تنهایش را در نوردیده بود و دیگر راه زیادی در راه نداشت. فقط چند افق بیشتر در راه بود تا سحر دلنشین عاشقانه اش را در خاطره اش برای همیشه نقاشی کند.
One Response to “تقدیم به تنها ماه زندگی ام”
بسیار زیااااد مبارککک
By الینا on آذر ۱۴, ۱۳۸۸