شهریور
۰۴
تحقیر شعور و اندیشه یک ملت را چطور می توان بیان نمود؟
این همه ظلم و ستم را چگونه می توان ندید؟
چنین بی خردی را کجا می توان سراغ گرفت؟
زندگی را چگونه می توان باز آفرید؟
امید را چه طور می توان حفظ کرد؟
خشم را چگونه می توان افسار زد؟
نفرت را با چه باید از جان شست؟
شادی را کجا باید سراغ گرفت؟
وقتی جاهلانه انسان را حقیر می پندارند و برای داشتن اندک قدرتی مستانه خون می نوشند.



۳ Responses to “خون می نوشند”
سلام، سوالهای سختی پرسیدی، هرکدوم میتونه دنیائی جواب داشته باشه، و آنان که گمان کردند مرا تحقیر کرده اند خود غافلند که دنیا به دیده یه تحقیر انگشت نشانه آاش را به سویشان گرفته است، آنانی که ظلم بر من روا داشتند و گمان کردند باز سکوت میکنم، بار دیگر تاریخ چهٔ ایران زمین رو بخونند، اون آیی که فکر کردند دانشجو خفه میشه، یکبار دیگه فیلمهای ۱۸ تیر رو مرور کنن، هنوز زندگی هست، عشق هست، امید هست، تا امید داریم اینا خود به خود به وجود میاد، الان جای سکوت نیست، خشم امروز مردم سازنده یه فردای ایران است و زیبا بر خشمشان دامن زدن، نفرت مرگ نداها ،سهراب ها، تجاوز به ترانه ها، خودکشی مهدیهای ۱۸ ساله قربانی تجاوزهای ناا جوانمردانهٔ کهریزک و اوین،… از دل این مردم رفتنی نیست، وقتی پیروز شدیم نفرت هارو میشوریم، جشن میگیریم که ایران بالاخره بد از ۳۰ سال آزاد شد، هر انقلابی خون بها داره، بیشترین بها رو دادیم، دیگه یه همت ورق رو به نفع ما برمیگردونه، نباید بذاریم خونه هموطن هامون پایمال بشه.
و من هنوز چشم انتظار و امیدوارم
به امید ایرانی آزاد
By sanam on شهریور ۵, ۱۳۸۸
از نظر من پاسخ تمام پرسشهای شما یک کلمه است که شما خود ان را در اخرین سئوال قاطع و روشن بیان کرده اید.جهالت، جاهلان بی بهره اند از شعور و اندیشه و خرد واحترام به همنوع ودر نهایت ازادی و ازادگی. مادامی که جهل بر انسان مستولی گرددو خرد را ذایل کند هر توقع دیگری افسون است و چون جاهل از قدرت اندیشه،تجزیه و تحلیل و درک حقیقت عاجز است هرگز خود را نادان نمیداند و بر این باور است که او در زمره جاهلان تاریخ نمیگنجد.جهل ابستن اشتباهات پی در پی و اشتباه، ترس را در دل خود دارد.اینجاست که ظلم و ستم در صدد جبران جهل و خطا و ترس بر می ایند
جدال من سراسر با تاریکی است و برای ستیز با تاریکی به روی او شمشیر نمی کشم بلکه فانوس می افروزم.
اما نفرت را زنده نگه میداریم تا توان و استقامتمان را افزون کند و از پا نیفتیم.خشم را در افسار عقل سلیم می کشیم تا ما از نادانان نباشیم.امید فانوس راهمان خواهد بود حتی اگر در عزای عزیزانمان دل به شادی نسپاریم زیرا حق خود میدانیم تا یکبار دیگر زندگیمان را انگونه که می خواهیم باز افرینی کنیم.
By yeganeh salehi on شهریور ۵, ۱۳۸۸
هیس!!! جواب این سوالهای تو فقط سکوته…هر کدوم از این سوالها روی دل ملت به سنگینی دماوند روی دل ایرانه…با اجازه ات من فقط یه سوال به این سوالهات اضافه میکنم…به کدامین گناه سراسر خشم ونفرتم؟ وبه کدامین گناه باید تمنای امید داشته باشم؟؟؟
By Sadegh on شهریور ۷, ۱۳۸۸