<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
>

<channel>
	<title>Farbod Talaee</title>
	<atom:link href="http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.farbodtalaee.com</link>
	<description>Political Researcher</description>
	<lastBuildDate>Wed, 18 Aug 2010 15:51:09 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<!-- podcast_generator="podPress/8.8" - maintenance_release="8.8.6.3" -->
	<copyright>Copyright &#xA9; Farbod Talaee 2010 </copyright>
	<managingEditor>farbodtalaee@gmail.com (Farbod Talaee)</managingEditor>
	<webMaster>farbodtalaee@gmail.com (Farbod Talaee)</webMaster>
	<category>posts</category>
	<image>
		<url>http://www.farbodtalaee.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress.jpg</url>
		<title>Farbod Talaee</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com</link>
		<width>144</width>
		<height>144</height>
	</image>
	<itunes:subtitle></itunes:subtitle>
	<itunes:summary>Political Researcher</itunes:summary>
	<itunes:keywords></itunes:keywords>
	<itunes:category text="Society &amp; Culture" />
	<itunes:author>Farbod Talaee</itunes:author>
	<itunes:owner>
		<itunes:name>Farbod Talaee</itunes:name>
		<itunes:email>farbodtalaee@gmail.com</itunes:email>
	</itunes:owner>
	<itunes:block>no</itunes:block>
	<itunes:explicit>no</itunes:explicit>
	<itunes:image href="http://www.farbodtalaee.com/wp-content/plugins/podpress/images/powered_by_podpress_large.jpg" />
		<item>
		<title>محیط زیست و چالشهای امنیتی</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=252</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=252#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Aug 2010 15:51:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=252</guid>
		<description><![CDATA[محیط زیست و چالشهای امنیتی   بشر در تمام سالهای زندگی خود بر روی کره خاکی همیشه با تهدیدات طبیعی مواجه بوده است و هرگز توانایی پیش گیری یا کنترل چنین وقایع تلخی را نداشته است. تمدن بشری بارها بر اساس همین ناملایمات طبیعی آسیب دیده است و دچار خسران و اندوه بسیار گشته و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><strong>محیط زیست و چالشهای امنیتی</strong></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">بشر در تمام سالهای زندگی خود بر روی کره خاکی همیشه با تهدیدات طبیعی مواجه بوده است و هرگز توانایی پیش گیری یا کنترل چنین وقایع تلخی را نداشته است. تمدن بشری بارها بر اساس همین ناملایمات طبیعی آسیب دیده است و دچار خسران و اندوه بسیار گشته و متاسفانه این رویه دردناک همچنان ادامه دارد.</p>
<p dir="rtl">سیل روزهای گذشته پاکستان موضوعی است که براساس آن سعی خواهد شد تا در این یادداشت کوتاه اهمیت درک چالشهای امنیتی پیش روی جامعه بشری و نهادهای صاحب مسئولیت  بیشتر یادآوری شود. بر اساس مطالعات امنیت بین الملل تهدیدات زیست محیطی مهمترین نگرانی امنیتی عصر حاضر معرفی می شود و دیگر موضوعات در اولویت پایین تری قرار می گیرند.</p>
<p dir="rtl">بر اساس گزارش رویتر وسعت سطح آب گرفتگی پاکستان برابر با مساحت کشور انگلستان است و زندگی بیش از بیست میلیون نفر را مختل نموده. طبق نظرات مشاور بحرانهای جهانی سازمان کمک رسانی اکشن اید،  وسعت فاجعه آنقدر وسیع است که نمی توان انتظار داشت دولت پاکستان با تمام بحرانهای سیاسی و امنیتی درگیر آن بتواند به تنهایی و بدون حمایت نهادهای بین المللی از وقوع فجایع بیشتر جلوگیری به عمل آورد.</p>
<p dir="rtl"> در ادامه تشریح وخامت اوضاع در پاکستان، ماموراطلاع رسانی در دفتر آسیای شرقی، مالینی مورزریا به نمایندگی از اتحادیه اروپا در امور کمکهای بشر دوستانه بعد از بررسی ابعاد فاجعه هشدار می دهد صدهها هزار نفر بعد از آسیب دیدگی از وقوع سیل در اوضاع بحرانی بسر می برند و این در شرایطی است که بسیاری از انبارهای کالاهای مورد نیاز و ذخایر اصلی غذا که در اختیار این نهاد بوده نابود شده است.</p>
<p dir="rtl">نوا خان ریس امور سازمان بین المللی خیریه آکسفم در پاکستان معتقد است تامین نیازهای اضطراری حتی فردا هم برای خیلی از مردم دیر شده است. همانطور که از اظهارات کارشناسان و مسئولین امور ساماندهی فاجعه پیداست، نظم اجتماعی و اقتصادی و البته امنیتی بخش بزرگی از پاکستان تحت تاثیر این سیل قرار گرفته است. مهاجرتهای اجباری به مناطق امن توازن اجتماعی را در تمام حوزها بهم می زند و شرایط اقتصادی بخش وسیعی از کشور پاکستان و کشورهای همسایه را دچار تشنج می نماید.</p>
<p dir="rtl">همانطور که در دیگر نمونه های بین المللی مشاهد شده است تاثیرات چنین فجایع طبیعی در چنین ابعادی هرگز داخل  مرزهای منطقه بحران زده باقی نمی ماند و اگر سیل هم کنترل شود آثار و عواقب ناشی از بحران بسیار فراتر از مرزهای محیط آسیب دیده پیش می روند. طبق نقشه های ماهواره ای حوزه مطالعات طبیعی سازمان ملل مسیر رودخانه هندو در قلب زمینهای کشاورزی پنجاب پاکستان بیشترین آسیب را رسانده است و سیل در ادامه به ایالت  جنوبی سینداه رسیده.</p>
<p dir="rtl">سیل از ارتفاعات شمال غربی پاکستان شروع شده ودر مسیر خود مهمترین و حاصلخیز ترین زمینهای کشاورزی کشور را در منطقه پنجاب نابود کرده است به گفته رابرت زولیک ریئس بانک جهانی بیش از یک میلیارد و دویست میلیون دلار آمریکا از انواع قلات کاشت شده در این منطقه که اصلی ترین منبع درآمدی کشور پاکستان و پنجاب می باشد از بین رفته است.</p>
<p dir="rtl">نگرانی نهادهای بین المللی با تاخیر سه هفته ای نخست وزیر زداری در بازدید ازمناطق فاجعه زده و عدم انتشار اطلاعات لازم از مناطق آسیب دیده توسط نهادها دولتی پاکستان رفته رفته بیشتر شده است و معنی دیگری یافته است. کمبود آب آشامیدنی مهمترین چالش پیش روی نیروهای امداد رسان است وادامه بارندگی های بخشهای شمال غربی پاکستان همچنان کار امداد رسانی هلکوپترهای ارتش آمریکا و پاکستان را کند نموده به همین منظور به گفته سازمان پزشکان بدون مرز بخش عمد ای ازمردم مناطق سیل زده در معرض خطر بیماریهای عفونی و پوستی قرار خواهند گرفت.</p>
<p dir="rtl"> کشورهند به لحاظ جلوگیری از خطرات ناشی از مجاورت مناطق سیل زده سینداه پاکستان با پرداخت پنج میلیون دلار به دولت پاکستان نتوانسته است اثر قابل قبولی بر وخامت اوضاع داشته باشد گرچه با توجه به اختلافات شدید امنیتی و قومی  فی ما بین این دو کشور شاید نتوان انتظاری بیشتر هم داشت اما در چنین شرایطی با توجه به فاصله اندک و نیاز مبرم صدهها هزار انسان به آب پاکیزه، هند به عنوان مهمترین منبع نزدیک تامین آب آشامیدنی باید نقش حیاتی خود را بهتر ایفا نماید.</p>
<p dir="rtl">سازمان ملل و بهداشت جهانی در اعلامیه ای تقاضا کرده است تا در ادامه کمک چهارصد وشصت میلیون دلاری خود دیگران نیز شتاب کنند تا در موج دوم فاجعه، مرگ هزاران انسان بر اساس بیماری ها عفونی به سادگی ممکن نشود.</p>
<p dir="rtl">مرگ و نابودی هزاران انسان و دام طیور در ابعاد وسیع سرزمینی موجب گسترش بیماریهای میکروبی بسیار خطرناکی خواهد بود که هرگز در مرزهای پاکستان ماندگاری نخواهد یافت. شیوع وبا، اسهال خونی و مالاریا در ادامه کمبود آب پاکیزه بخش دیگری از فاجعه ای است که بشریت بارها در تجربیات تلخ گذشته آن را چشیده است.</p>
<p dir="rtl">متاسفانه مناطق آسیب دیده امروز در پاکستان در سالهای دوهزار سه و دوهزار هفت میلیادی هم بدلیل سیل زدگی آسیب های جدی دیده بودند اما از آنجایی که دولتهای مختلف در پاکستان هیچگاه نتوانسته اند راه چاره ای برای این تهدید بیابند همچنان می توان انتظار فجایع بیشتری را در این مناطق داشت.    </p>
<p dir="rtl">پرواز میلیونها حشره خطرناک حامل بیماریهای عفونی که حاصل انباشت میلیونها تن آلودگی همراه در مسیر سیل و مرگ دام وطیور می باشد مرحلهء خطرناک دیگری از فاجعه است که تبعات مرگ بار آن از خود سیل کمتر نیست. برای جلوگیری از رشد بی رویه این حشرات و شیوع بیماریهای در حال انتقال نیاز به سم پاشی هوایی آن هم در ابعاد بسیار وسیع می باشد که متاسفانه چنین راه حل فوری اما حیاتی خود پدید آورنده خسارات سنگینی به دیگر موجودات زنده و گونه های گیاهی منطقه خواهد بود.</p>
<p dir="rtl">کشور پاکستان در روزهای آتی شاهد سلسله وقایع خطرناکی است که همگی تهدیدات مهمی در راه زندگی انسان و احشام آن منطقه محسوب می شوند،  این تهدیدات بسیاری را مجبور می سازد تا به مهاجرت های گروهی روی بیاورند چنین مهاجرتهای نیز تبعات بسیار جدی در امر امنیت منطقه دارد.</p>
<p dir="rtl">بسیاری از مهاجرین به دلیل سیل زدگی دچار فقر مطلق شده اند و برای رفع نیازهای حیاتی خود ناخواسته دچار جرمهای متفاوتی از قبیل دزدی و کشتار و خشونت های مقطعی می شوند و عمدتاً  بر اثر ضربهء روحی شدید دچار بیماریهای روحی و روانی نیز خواهند شد اما  بخش دیگری هم که از چنین آسیبهای  بدور مانده باشند نهایتاً ناقل انواع بیماریهای ویروسی و عفونی خواهند بود که در طی سفر با خود همراه ساخته اند.</p>
<p dir="rtl">تهدیدات زیست محیطی بعد از وقوع سیل به موارد بالا خلاصه نمی شود و طبق برآوردهای نهادهای محیط زیستی جامعه جهانی ابعاد بسیار وسیع تری به خود می گیرد اما بسیاری از کشورهای قربانی به دلایل مختلف سیاسی و امنیتی از انتشار و تشریح واقعی تهدیدات شانه خالی کرده اند.</p>
<p dir="rtl">به طور مثال رانش زمین در بسیاری از مناطق سیل زده امری است غیر قابل گریز و این به معنی ادامه تخریب تدریجی شهرها و روستاهایی است که در ارتفاعات ساخته شده اند. در مسیر چند هزار کیلومتری سیلاب انواع پوشش گیاهی از بین رفته است و عملاً مهم ترین نیروی مراقب و پیش گیرنده سیلاب های کوچک تر برای سالهای طولانی دیگر فراهم نیست. این نقیصه تا دهه ها قابل جبران نخواهد بود و عملاً مسیر سیلابهای بعدی بدون هرگونه پوشش گیاهی بازدارنده  خطرات جدی تری را پیش خواهد آورد.</p>
<p dir="rtl">به طور مثال سیلابهای دهشتناک منطقه هوانگ هی در سال ۱۹۳۱ میلادی در چین جان ۸۰۰،۰۰۰ تا ۴۰۰۰،۰۰۰ میلیون انسان را گرفت و زمینه رانش مناطق بزرگی از زمین را موجب شد چین در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۹۸ میلادی براثر طغیان رودخانه یانگ تز را شاهد بود که موجبات بی خانمانی چهارده میلیون نفر را در پیش داشت. متاسفانه آثار چنین سیلابهای در تاریخ چین امروز منطقه بزرگی از این کشور را دچار رانش زمین در ابعاد بسیار بزرگی نموده است.</p>
<p dir="rtl">علی رغم محدودیتهای سیاسی برای انتشار اخبار این فاجعه طبق گرارشات رویتر بخش غربی چین مناطقی از قبیل گانسو، تیانسو و زوق هزاران نفر جان سپردن و دهها شهر و صدهها روستا ناپدید شده است. طبق خبر خبرگراری هیوانگ هو چین منطقه دیگری به نام میان زو در استان سیشوان که در سال ۲۰۰۸ بر اثر زمین لزره ۸۰۰۰۰ هزار نفر قربانی داده بود مجدداً دچار رانش زمین شد و موجب مرگ تعداد زیادی از شهروندان چینی شده است.  </p>
<p dir="rtl">همانطور که پیش تراشاره شد تشریح تمام این مصائب به دلیل بررسی تاثیرات امنیتی است که در حوزه مطالعات امنیت بین الملل کشورها، حاکمیتها و ملل آسیب خورده اهمیت پیدا می کند. تاثیرات چنین فجایعی در میان کشورهای قدرتمند و مدرن یا فقیر و در حال توسعه فقط از لحاظ مدیریت و منابع مالی و انسانی در فردای روز واقعه اهمییت می یابد و می تواند موجب تقلیل تلفات انسانی شود در عیر اینصورت در اصل ماجرا و دلایل پیدایش چنین فجایعی تفاوت ندارد.  </p>
<p dir="rtl">طوفان کاترینا در آمریکا نمونه خوبی از ناتوانی قدرتمند ترین تمدن بشری است در مواجهه با ناملایمات طبیعی است حال آن که دولت آمریکا در نهایت با تجهیز سریعتر امکانات مالی، انسانی و مدیریت کارآمد تر توانست ابعاد فاجعه را تقلیل دهد و از انتشار آن به دیگر نقاط کشور جلوگیری نماید اما پاکستان به عنوان یکی از فقیر ترین کشورهای جهان از لحاظ مالی و منابع به نظر نمی آید بتواند عواقب خطرناک چنین فاجعه ای را برای سالهای متمادی جبران نماید.</p>
<p dir="rtl">الیزابت راس موسون مدیر نروژی سازمان امور پناهندگان مامور در پاکستان می گوید امر کمک رسانی بین المللی خیلی بد و کند بوده و برای این نقص بزرگ دلایلی وجود دارد. اول اینکه بسیار در جهان معتقند پاکستان آن اندازه که تصور می شود فقیر نیست و سازمان ملل و دولت پاکستان می توانند از عهده کار بر بیایند اما در واقع چنین نیست و بعد بخش عمده ای از کمکهای جنسی ارسالی خراب و آلوده بوده است در ضمن ارزیابی دولت پاکستان از خسارات ناشی از سیل درست نیست و جامعه جهانی از وسعت فاجعه هنوز بی اطلاع است به همین دلیل برای متقاعد کردن اهدا کنندگان باید کار جدی تری در رسانه ها و جوامع تصمیم گیری سیاسی جهان انجام بپذیرد</p>
<p dir="rtl">فقر و ناتوانی دولتها در تجهیز امکانات حیاتی مورد نیاز سیل زدگان موجب بی ثباتی سیاسی در کشور خواهد شد و نهایتاً این عدم ثبات عواقب سیاسی مخربی در سیاست منطقه ای خواهد داشت. در پی تضعیف حاکمیت مرکزی، گروهای تروریستی فعالیتشان توسعه بیشتری می یابد و امکان جذب مردم فقیر و درمانده را برای امیال خطرناک خود در ابعاد بسیار بالاتری پیدا می کنند.</p>
<p dir="rtl">اما آنچه بیشتر از همه می تواند جامعه جهانی و امنیت جوامع غربی را در مسیر این سیل ویران گر به مخاطره بی اندازد و پاکستان را به بی ثباتی امنیتی بیشتری بکشاند و نهایتاً جنگ های قبیله ای و اعتقادی رادر داخل این کشور  شعله ور سازد تلاش گروههای تروریستی طالبان و القاعده برای کمک رسانی به مردم آسیب زده می باشد که در غیبت نیروهای بین المللی و دولت پاکستان به شددت فعال شده اند.</p>
<p dir="rtl">تمام کارشناسان و صاحب نظران امور امنیتی نگرانی خود را در خصوص جذب سودجویانهء مردم بی پناه و آسیب دیده توسط گروههای افراطی اسلام گرا اعلام داشته اند و این موقعیت طلبی سیاسی و عقیدتی پروهای افراطی نمی تواند در آینده نزدیک بدون آثار مخرب ارزیابی شود.</p>
<p dir="rtl">کمبود منابع مالی در پاکستان و کمبود کمک های بین المللی و تعلل در انعکاس خبری این فاجعه موضوعاتی است که همگی سرعت توسعه فاجعه و قدرت تخریبی آن را افزایش می دهند این اظهارات نگران کننده نیوا خان مدیر منطقه ای آکسفم در پاکستان است که به عنوان یکی از برزگترین نهادهای بشردوستانه در جهان متاسفانه به سختی به گوش جهانیان می رسد.</p>
<p dir="rtl">مسئولیت جامعه جهانی و کشورهای همسایه برای کنترل و کاهش تاثیرات چنین فاجعه ای نه تنها موضوعی اخلاقی و انسانی ارزیابی می شود بلکه از نقطه نظر راهبردی و امنیتی بسیار حائز اهمیت می باشد.</p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">فربد طلایی  </p>
<p dir="rtl"> <a href="http://news.smh.com.au/breaking-news-world/un-chief-to-tour-pakistan-flood-areas-20100814-123iu.html">http://news.smh.com.au/breaking-news-world/un-chief-to-tour-pakistan-flood-areas-20100814-123iu.html</a></p>
<p dir="rtl"><a href="http://news.smh.com.au/breaking-news-world/un-chief-to-tour-pakistan-flood-areas-20100814-123iu.html">http://news.smh.com.au/breaking-news-world/un-chief-to-tour-pakistan-flood-areas-20100814-123iu.html</a></p>
<p dir="rtl"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_floods">http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_floods</a></p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.alertnet.org/thenews/newsdesk/TOE67C01T.htm">http://www.alertnet.org/thenews/newsdesk/TOE67C01T.htm</a></p>
<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">  </p>
<p dir="rtl"> </p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=252"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=252</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۳)</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=249</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=249#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 18:51:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=249</guid>
		<description><![CDATA[در بخش اول سعی شد تا در مسیر آسیب شناسی هویت جنبش به چند آسیب اصلی اشاره شود. الف، عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار.  ب، ضعف شدید باورمندی در نیروهای مذهبی جنبش برای ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی، پ، بی اعتمادی در صفوف اتحاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در بخش اول سعی شد تا در مسیر آسیب شناسی هویت جنبش به چند آسیب اصلی اشاره شود. <strong>الف</strong>، عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار. <strong> ب، </strong>ضعف شدید باورمندی در نیروهای مذهبی جنبش برای ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی، <strong>پ، </strong>بی اعتمادی در صفوف اتحاد تمام نیروهای مخالف اقتدارگرایان اسلامی، نهایتاً مهم ترین ابهام در تشخیص هویت جنبش به مذهبی بودن آن معطوف شد که در مسیر توضیح و تشریح دلایل چنین باوری باید به ساختار تفکری مذهبیون و آموخته های دینی آنها اشاره کنیم تا در یابیم چرا هویت مبهم جنبش بین رفتاری مذهبی و خواستی کاملاً خارج از باورهای مذهبی گرفتار آمده است.</p>
<p dir="rtl">از این رو در بخش دوم  سعی شد تا منشا آسیبهای هویتی جنبش رابطه اش را با مبانی فکری در اسلام بیشتر روشن کند و دلایل ضعف شناخت و باورمندی رهبران و نیروهای مذهبی درون جنبش در خصوص منشا اقتدارگرایی در جامعه بیشتر توضیح داده شود. اما در این بخش سوم بیشتر سعی خواهیم کرد تا مشخصا ت نیروهای قالب در جنبش را بررسی کنیم و آسیب پذیری مبانی اندیشه ای آنها را مورد بررسی قرار بدهیم و در نهایت استدلال کنیم غیر مذهبی بودن جنبش را و ماهیت واقعی پیدایش آن را. </p>
<p dir="rtl"><strong> ( بخش سوم )</strong></p>
<p dir="rtl">تلاش در هویت شناسی جنبش سبز اختلافات تئوریک انباشته شده در ذهن انسان اندیشمند را برهم می زند و نمی گذارد چشم و گوش بسته همگان را مجاب نمود که این جنبش اعتراضی ساخته و پرداخته باورمندان مذهبی است و هرگز مطالباتش از مرزهای مصالح حاکمیت اسلامی فراتر نخواهد رفت.</p>
<p dir="rtl">می توان مدعی شد که هویت جنبش سبز ریشه در هویت ملت ایرانی دارد و به طور حتم ملت ایران هم ریشه در مذهب اما نمی توان باب اندیشه را در همین مقطع بست و نتیجه گرفت همین دلایل کافی است تا جنبش سبز را جنبشی مذهبی و در راستای مطالبات ملتی مذهبی بدانیم.</p>
<p dir="rtl">متاسفانه  ملت برای تشریح هویت خود همیشه دچاربحران جدی بوده است،  طی سی ساله گذشته همین ملت به اصطلاح ریشه دار در مذهب نتوانسته در زیر سایه استبداد حاکمیت مذهبی جسارت ظهور یابد و واقعیات نهان و پنهان خود را در آزمون مصاحبتهای اندیشه ای به نقد غیر متعصبانه بکشاند.</p>
<p dir="rtl">اما آنچه مسائل را شفاف تر می سازد تلاش تاریخی اشخاص و نهادهای غیر مذهبی یک صده گذشته در ایران است که همیشه اصالت انسان آزاد و اندیشهء انسانی او را ارج نهادند و در بدترین شرایط استبدادی چه از نوع مذهبی و چه از انوع دیگرش این اولویت را در وجدان جامعه زنده نگه داشته اند و نهایتاً توانسته اند باور آزادی خواهی انسان را در برابر هر نوع استبدادی به نسل امروز ایرانی ما برسانند.</p>
<p dir="rtl">در طی سه دهه نمایش دموکراتیک حاکمیت اسلامی هیچگاه انتخابات به منزلهء یک باور مذهبی در نیامد وهمیشه چنان وصله ای ناجور در بین مذهبیون معنی شده است اما همین معیار اعتدال و برابری هم به زیر چتر اسلام و مصالح مذهب تعریف شد و در نتیجه مردم مجبور به انتخاب بین نیروهای مذهبی شدند و هیچگاه ایرانیان اعم از مذهبی و غیر مذهبی نتوانسته اند در شرایط برابر نخبگان سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را بشناسند و اداره جامعه را به آنها بسپارند یا بی دغدغه افکار آنان را مطالعه و نقد و بررسی نمایند.</p>
<p dir="rtl">خلع حضورنخبگان غیر مذهبی در ساختار تصمیم سازی سیاسی کشور در عصر اصلاحات و افراط گرایی اساساً تغییر چندانی نداشته است چرا که به زعم باورمندان دینی در حاکمیت دینی اعم از اصلاح طلب و یا افراطی مجالی برای اظهار نظر دیگر باورها  وجود ندارد و چنین نیازهای عملاً نیازهای شیطانی انسان فریب خورده تلقی می شود که نمی بایست مجال ظهور یابد.</p>
<p dir="rtl">هویت ایرانی در پی تجربه اندوزی حاکمیت اسلامی در سه دهه اخیر هر روز مبتلا به بیماریهای جدی تری شد و نهایتاً به اصل اصلاح ناپذیری این نهاد اجتماعی قدرتمند بیشتر باور پیدا کرد. مسیر اداره جامعه از متخصصان و صاحبان امر پاک شد و به جایش را نیروهای مدعی مذهب پر کردند و طی این سه دهه دایره محدود خوش شانسهای برخوردار از قدرت هر روز محدود تر شد تا نهایتاً در یک نمایش تمام عیار، به بهانه همان انتخابات که هیچگاه اولویت و اعتبار واقعی خود را در جامعه اسلامی نیافته بود باورمندان قرائت افراطی حاکمیت اسلامی به ارادهء  دیگر باورمندان قرائت اسلامی چربید و همه چیز معنی دیگری یافت.  </p>
<p dir="rtl">ادعای ضعف در باورمندی اصلاح طلبان مذهبی برای ریشه کن کردن اقتدار گرایی و افراطی گری ادعایی بی پشتوانه نیست بلکه هیچ گاه در تمام این سه دهه شنیده نشده اصلاح طلبان برای شراکت دیگر نهادهای اندیشه در قدرت حرفی زده باشند و همیشه مطالبات ایشان در حول محور منافع خود چرخیده است. آنها به واسطهء قائل نبودن حق گفتگو و مباحثه آزاد و بی پرده با مخاطبین رها از ایئدولوژیک اسلامی خود نیز نیروی در سر راه آزادی ارزیابی می شوند.</p>
<p dir="rtl">وحشت و تعلل در پاسخ گویی به سئوالات واقعبینانه نسل برآمده از سه دهه حاکمیت اسلامی قادر است تا مغز اسخوان جنبش سبز اصلاح طلبان مذهبی را بخشکاند به همین دلیل وجود <strong>سانسور در دستگاه مجازی</strong> تحت کنترل سبزههای مذهبی نمی تواند راهگشا باشد و نمی بایست این آفت خطرناک را در ساختار هویتی جنبش دست کم گرفت.</p>
<p dir="rtl">بخش عمدهء گفتمان جنبش سبز به همان دلایل برشمرده شده در سطوح بالا در اختیار نیروههایی مذهبی است که  آنها دانش آموختگان باورههای تلطیف شدهء اسلام گرایان افراطی سه دهه پیش می باشند و عموماً حاکمیت اسلامی بی خطر برای خودشان را بیشتر از هر چیز دیگری دوست می دارند و هرگز اسلام و مبانی شرعی او را منشا اقتدار نمی دانند. این نیروهها که به نیروههای روشنفکر مذهبی نامیده می شوند دارای خصوصیاتی هستند که باید آنها را شناخت.</p>
<p dir="rtl">آنها مصلحت اندیش هستند و برای مصالح خود سخت تلاش می کنند و درحوزه اندیشه آنها الزامات رسیدن به جامعه ای آزاد و انسانی از راه حکومتی اسلامی ممکن می شود. بیشتر این روشنفکران از پاسخ گویی به سئوالات اساسی و پر ابهام طفره می روند و مدعی هستند که آنها برداشتی متفاوت از اسلام دارند.</p>
<p dir="rtl"> این نوگرایان اسلامی بیشتر از این که نقصان و خطاهای دستگاه حاکمیت اسلامی را ریشه یابی کنند به ریشه یابی از اسلام مورد باور خود می پردازند. در همین راستا روشنفکران مذهبی، حاکمیت اسلامی را مشکل نمی دانند بلکه درک حاکم بر حاکمیت اسلامی را مسئله خود می دانند. آنها برای بهتر شدن جامعه ایران تغییرهای مقطعی و کوچک را توصیه می کنند و به همین دلیل دوست نمی دارند تا به ریشه موضوعات مطرح در ذهن جامعه پرداخته شود.</p>
<p dir="rtl">محصول کار تبلیغاتی آنان در حوزه رسانه ای هم فضای پر ابهام و سئوال برانگیز ایجاد کرده است و موجب شده تا با دقت و حساسیت بیشتر رفتار و کردار این عده مورد توجه دیگر روشنگران باشد. متاسفانه تحمیق و عوام فریبی در بدنهء تبلیغاتی جنبش دستور کار بعضی از افرادی قرار گرفته است که در ذات خود آزادی انسان را باور ندارند و شرافت انسانی را در حیطهء عقیدتی خاصی به رسمیت می شناسند.</p>
<p dir="rtl">شفافیت و آزاد اندیشی در ساختار اندیشه ای و باورههای شخصی مذهبیون سبز اگر جدی تلقی می شود آنوقت باید پذیرفت که ابر ابهام تا ابد روی نازنین خورشید حقیقت را نمی پوشاند و نهایتاً آسیاب به نوبت می چرخد و رفتار و کردار و اندیشه های همگان را روزی هویدا می سازد.</p>
<p dir="rtl">انسانهایی با باورههای اسلامی که سه دهه استبداد مذهبی را بر دیگران مجاز دانسته اند و از برکت چنین اوضاعی تا بالاترین مدارج حیاتی در سیاست کشور پیش آمده اند و به کررات در سرنوشت میلیونها انسان هر روز نقش آفریده اند حال امروز درغالب جنبشی اعتراضی از همین مردم می خواهند تا برای آزادی و مساوات و برابری خود تلاش کنند و اجازه ندهند تا صاحبان قرائتی دیگر از حاکمیت اسلامی سرنوشتشان را به دست بگیرد.</p>
<p dir="rtl">آنچه اهمیت این کاوش را در هویت جنبش اعتراضی مردم ایران بیشتر و بیشتر می کند پایبندی به اصل و اصالت آزادی است به همین منظور باید برای پیمودن این راه پر خطر حتی ساختار باورههای مدرنترین مدعیان آزادی را مورد  شک و تردید قرار داد و رفتار و کردار و گفتار آنها را در زیر قوی ترین ذره بینها قرار داد تا هیچگاه سختی و پیچیدگی راه در کنار سادگی و کند فهمی مردم، شانس تقلب دیگری را فراهم نیاورد و اجازه ندهد تا آدمهایی دور از ملاکهای واقعبینانه، آزادی انسان و شرافت و آزادگی او را رندانه به بازی بگیرند.</p>
<p dir="rtl"> اهمیت خیزش اندیشه های جوان در بستر جریان اعتراضی سیاسی و اجتماعی آنجا متبلور می شود که هیچ مرزبندی عقیدتی دور آزادی و آزاد اندیشی انسان کشیده نشود و شرایط قالب شدن تفکری خاص بر همگان آن هم از طریق زور میسر نشود.</p>
<p dir="rtl">جنبش سبز یا هر جنبش آزادیخواه دیگری در ادامه مسیر آزادی خواهی ملت ایران به واقع گامی است برای رستگاری انسان و انسانیت که هیچ گاه اثرات شفا بخشش در مرزهای جغرافیایی ایران باقی نمی ماند و از همان لحظه تولد  تمام فرهنگهای جاری و زنده در جامعه بشریت او را خواهند شناخت و چون رودی خروشان به دریای بزرگ تعالی انسان هدایتش خواهند نمود.</p>
<p><a title="Permanent Link: آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)" rel="bookmark" href="http://www.farbodtalaee.com/?p=239">آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)</a><br />
<a href="http://www.farbodtalaee.com/?p=246">آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۲)</a></p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=249"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=249</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی هویت جنبش سبز (۲)</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=246</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=246#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 18:47:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=246</guid>
		<description><![CDATA[ در بخش اول سعی شد تا در مسیر آسیب شناسی هویت جنبش به چند آسیب اصلی اشاره شود. الف، عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار.  ب،  ضعف شدید باورمندی در نیروهای مذهبی جنبش برای ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی اسلامی چ، بی اعتمادی در صفوف اتحاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;"> <em>در بخش اول سعی شد تا در مسیر آسیب شناسی هویت جنبش به چند آسیب اصلی اشاره شود. <strong>الف</strong>، عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار. <strong> ب، </strong> ضعف شدید باورمندی در نیروهای مذهبی جنبش برای ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی اسلامی<strong> چ، </strong>بی اعتمادی در صفوف اتحاد  نیروهای مخالف اقتدارگرایان اسلامی. نهایتاً مهم ترین ابهام در تشخیص هویت جنبش به مذهبی بودن آن معطوف شد که در مسیر توضیح و تشریح دلایل چنین باوری باید به ساختار تفکری مذهبیون و آموخته های دینی آنها اشاره کنیم تا در یابیم چرا هویت مبهم جنبش بین رفتاری مذهبی و خواستی کاملاً خارج از باورهای مذهبی گرفتار آمده است. از این رو در بخش دوم  سعی خواهد شد تا منشا آسیبهای برشمرده شده در بالا بیشتر توصیح داده شود.</em> </p>
<p style="text-align: right;">
<h2><a title="Permanent Link: آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)" rel="bookmark" href="http://www.farbodtalaee.com/?p=239"></a></h2>
<p> روح خشونت در باورمندان افراطی و سنتی اسلامی سالهاست که در معاشقه با قدرت توهم دهشتناک سلطه به سرنوشت انسان را فراهم آورده و به همین دلیل مبارزه برای برقراری ساختار دموکراتیک قدرت بیشتر ازهر چیزی نیازمند درک تئوریک از باورههای نیروههایست که مناقشات میان خود را به درستی دعواههای خانگی و خانوادگی می نامند و مناقشات با غیر مذهبیون را هیچ گاه مشروع و محق نمی دانند.</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"> </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">آنچه در این کنکاش بسیار نگران کننده می باشد باور مذهبیونی است که آموخته های چند وجهی و ابهام برانگیز دینی خود را مقدم بر اصالت آزاد انسانی می دانند و بر همین اساس انسان را بدون باورمندی به خدا و دین اسلام لایق زندگی اجتماعی برابر در جامعه ای چون ایران اسلامی نمی دانند. آنها متصورند که اسلام برای اداره جامعه انسانی برنامه دارد و هیچگاه اسیر مرزبندیهای قومی و جغرافیایی و فرهنگی نمانده است. این امپراطوری بزرگ عقیدتی شروع کارش از باور یک انسان شروع شد و تا به امروز بر مبنای حکومت خلیفه و سلطان و مفتی ولایت فقیه  پابرجا مانده است و هرگز رای جمعی مردم نتوانسته جایی در تغییر سرنوشت این جریان باورمند داشته باشد. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">حاکمیت اسلامی در مبانی خود حقوق مردم را تسلیم والی شرع می داند و صلاح دنیا و آخرت آنها را به آنها وانمی گذارد و انسان را برای هر انتخابی مختار و مقدر نمی داند. اسلام انسان را موجودی ضعیف و قابل غفلت می داند که نیازمند به راهنمایی دائمی است. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">براساس همین واقعیت است که نمی توان به سادگی پذیرفت  که انسانهای دیندار و باورمند به اصول و ساختار فکری اسلام  که باورهایشان محصول شکل گرفتگی در مسیر طولانی تاریخ است در اندک زمانی دچار تغییر شوند و انسان ضعیف و پر اشتباه مورد ادعای خود را به یکباره  مختار در انتخاب و عقیده و روش زندگی پیش روی خود پندارند. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">چنین باوری وقتی در جامعه اسلامی در برابر نیروی پنهان و نا مرئی غیر مذهبی قرار می گیرد به دلیل حضورش در قدرت مسئول تمام عرصه های فساد برانگیز و ظلم پرور می شود و بدون مدیریت خاصی ذهن بیدار جامعه را به دستیابی به راه حلی دیگری فعال می کند و نا خود آگاه امکان فهم سکولاریزم (جدای نهاد دین از قدرت سیاسی ) در اذهان بیشتر محیا می گردد.   </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">به همین دلیل می توان مشاهده نمود که بسیاری از مردان قدرت طلب اسلام گرای دهه اول انقلاب که با تمام اندیشه های مدرن بشری آن روز جهان مخالف بودند حالا به راحتی به کیش بزرگان اطلاح طلبان دینی وارد می شوند و برای پایین نگهداشتن نیروی سیاسی اقتدارگرایان اسلامی اندیشه می کنند و راه می جویند اما همین عده به دلیل نداشتن باورمندی لازم به منشا اقتدارگرایی یعنی همان مبانی تفکری دین اسلام نمی توانند امر تفکیک سازی دین از نهاد قدرت سیاسی را در مطالبات سیاسی خود جدی تلقی کنند. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">بنابراین بر اساس عدم انگیزه لازم در تشخیص منشا استبداد رهبری هر جنبش اعتراضی با هدایت اسلام گرایان اصلاج طلب نتیجه ای جز حفظ و تداوم حیات حاکمیت اسلامی در بر نخواهد داشت. مطالعه نمودار قدرت در ساختار جمهوری اسلامی بیانگر واقعیاتی است که درک آن نیازمند هوشمندی خاصی نیست. از همان ابتدا هم قابل درک بود که اندام بزرگ حاکمیت اسلامی در قبای نوی جمهوریت به تن نمی رود و این آمیختگی از سر اجبار آیت الله خمینی نمی تواند تا ابد ادامه یابد. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">جنبش اعتراضی مردم ایران ماهیتاً نمی تواند جنبشی مذهبی و دست آموخته مبانی اسلامی باشد چراکه این جنبش علی رغم تمام علائم و شاخصه های مذهبیون علاقمند اش محصول ظلم ای است که بنیان تفکری اسلامی موجب آن شده است و برعلیه ساختار مذهبی حاکم بر جامعه شکل گرفته است و اساس  پیدایش اعتراض مردم در خصوص برگزاری انتخابات آزاد است  که اساساً چنین امری را دین اسلام در جامعه مورد رهبری خود بر نمی تابد و هیچ گاه هم توصیه نکرده است. </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"> اندیشه مدرن و مترقی بشر روشی را برای تقسیم عادلانه قدرت در جامعه طراحی کرده که آن را انتخابات می نامند و به همین دلیل منشا ذاتی اعتراضی که موجب تولد جنبش سبز شد در مبانی عملی و تفکری دین اسلام وجود خارجی ندارد پس نمی توان منشا هویتی این جنبش را مذهبی و اسلامی دانست.  </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl"> همانطور که پیش تر اشاره کردیم تغییرات سیاسی در ساختار حاکمیت اسلامی قرار نیست  به اراده مردم باشد که اگر چنین بود حاکمیت اسلامی در تمام تاریخ حیاتش  اسیر فرد رهبری نمی شد. همانظور که می دانیم ساختار رهبری در اسلام بر پایه نقش شخص پیامبر و بعد خلیفه، والی، مفتی و سلطان و نهایتاً ولایت فقیه به زعم دیدگاه شیعیان بوده و هرگز در هیچ جای تاریخ اسلام و حاکمیتهای اسلامی انتخابات ملاک برگزیده شدن رهبر یا نهاد حاکمیت نبوده است. </p>
<address style="text-align: right;" dir="rtl">( پایان بخش دوم )</address>
<address style="text-align: right;" dir="rtl"><a href="http://www.iran-free.org/1389/05/14/ft3/?awesm=fbshare.me_AR9AT">http://www.iran-free.org/1389/05/14/ft3/?awesm=fbshare.me_AR9AT</a></p>
<h2><a title="Permanent Link: آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)" rel="bookmark" href="http://www.farbodtalaee.com/?p=239">آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)</a></h2>
</address>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=246"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=246</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی وهویت جنبش سبز(۱)</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=239</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=239#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 01 Aug 2010 14:11:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=239</guid>
		<description><![CDATA[جنبش سبز در مسیر تعالی خود همیشه با آزمونهای مهمی روبرو بوده و خواهد بود اما فارغ از تمام برد و باختهایش در این روزگار سخت می بایست بیشتر ازهمیشه نگران آفاتی بود که در راه هویت سازی این جریان اعتراضی از سوی مخالفان و موافقان متوجه او می شود. جنبش اعتراضی امروز مردم ایران [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جنبش سبز در مسیر تعالی خود همیشه با آزمونهای مهمی روبرو بوده و خواهد بود اما فارغ از تمام برد و باختهایش در این روزگار سخت می بایست بیشتر ازهمیشه نگران آفاتی بود که در راه هویت سازی این جریان اعتراضی از سوی مخالفان و موافقان متوجه او می شود. جنبش اعتراضی امروز مردم ایران در هویت و ساختار تئوریک خود دچار ابهاماتی است که عملاً به دلیل نبود فضایی آزاد گفتگو در ایران نمی توان ارزیابی درستی از رشد درک عمومی جامعه در خصوص تحولات این جنبش و مشارکت دیگر اندیشه های جاری در جامعه بدست آورد اما با درک چنین محدودیت حیاتی که در راه تنفس جنبش پیش آمده همیشه نگاه امیدوار کنندهء دیگری هم وجود دارد تا خلع گفتمان آزاد و بی پرده جنبش به همت نیروهای اندیشه ای خارج از ایران تا حدودی جبران شود که متاسفانه به نظر می آید این امید هم به نوعی گرفتار همان مصائبی شده است که در زندان بزرگ ایران امروز همگان گرفتار آن آمده اند. جنبش بعد از دور شدن از امواج سهمگین احساس و خشم و تنفر خیابانی، آرام و دردمند رفت تا در بستر فرهنگ سازی و اندیشه مداری مورد نیاز خود قرار بگیرد تا در فرصت بیشتری واقعگرایانه دلایل پیدایش خود را اندیشه کند و مشکلات پیش رویش را تحلیل و تشریح نماید اما درهمین ابتدای راه به دلایلی که اینجا بیشتر آنها را خواهیم کاوید نتوانسته تعریف درستی از هویت خود ارائه دهد و موجب شد تا استراتژی خاصی برای پیروزی ترسیم نشود. از آنجایی که برنامه های سیاسی شخصیتهای اصلی این جنبش هیچگاه برای فردای روز شکست در انتخابات طراحی نشده بود نمی توان پذیرفت که رهبران مورد ادعای امروز جنبش با برنامه و درک مشخصی فردای تقلب و کودتا را ارزیابی کرده بودند. همانطور که بارها هم شنیده ایم معترضین به انتخابات برای همراه کردن جنابان موسوی و کروبی و خاتمی تلاش بسیار کردند و در عمل مردم معترض بودند که در سیل خروشان خود این شخصیتها را با خود همراه نمودند.</p>
<p>آنچه به طور حتم امروز در مرور وقایع سال گذشته می توان دریافت آن است که اعتراضات مردمی بیشتر از آنکه به رهبری آقایان موسوی و کروبی و دیگران پیشرفته باشد به همت و شجاعت مردم معترض ایران و کارگردانی نیروهای سرکوب گر و اقتدار گرا پیش رفته است. جریان قدرتمند ارعاب بعد از نمایش جنایات والبته اشتباهات فاحش و غیر قابل جبران خود گرچه موقتاً موفق شد تا ابتکار عمل را به دست بگیرد و از پیش روی اعتراضات خیابانی جلوگیری نماید اما هیچ گاه نتوانست فضای اندیشه ای و تئوریک جامعه را از این جنبش اعتراضی دور سازد. در راستای آسیب شناسی هویت جنبش باید نگاهی کوتاه به ظرفیتهای واقعی نیروههای موسوم به رهبری این جنبش نیزداشته باشیم از این رو درهمین ابتدای کار باید اشاره ای کرد به عدم درک رهبران سیاسی جنبش در ارزیابی قدرت نیرورهای مخالف خود قبل از ورودشان به کارزار. این نابسامانی در ارزیابی قدرت نیروهای اقتدارگرا ابتدایی ترین اما پراهمیت ترین ضعف استراتژیک رهبران و متولیان این جنبش است که تا به امروز موجب شده تا مردم و تمام علاقمندان و فعالان درون جنبش آسیبهای جدی ببینند. این ضعف ارزیابی تواناییهای حریف، به عنوان موضوعی مستقل نیاز به بررسی دارد اما بدلیل گشترش حوزه تاثیر پذیری این اشتباه ابتداً به ریشه ای ترین بخش ماجرا خواهیم پرداخت و در ادامه دامنه بحث را گسترده خواهیم کرد. اما آنچه دراین مبارزه سخت و حساس بیشتراز هر موضوع دیگری انگشت حیرت را به دهان سکوت می کشاند ضعف شدید باورمندی نیروهای مذهبی جنبش در ریشه کن کردن منشا اقتدارگرایی جاری در ذهن و جان جامعه است.</p>
<p>از آنجایی که بستر اندیشه ای هر دو نیروی اصلی طرف مناقشات اخیر یعنی اصلاح طلبان مذهبی و بنیان گرایان اقتدارگرا همان آموخته های مبانی اسلامی آنها می باشد نمی توان پذیرفت که مقاومت منفی این دو در مواجهه با یک دیگر نهایتاً به حذف اقتدارگرایی اسلامی بی انجامد به همین دلیل می توان اشاره کرد که منشا نا باوری در ریشه کن کردن اقتدار گرایی اسلامی در بستر فکری مذهبیون اصلاح طلاب منشا آسیب دیگری در هویت جنبش شده است که باید او را بی اعتمادی در صفوف اتحاد تمام نیروهای مخالف اقتدارگرایان اسلامی نامید. اما بعد از تمام این اشارات، مهم ترین ابهام پیش آمده در ساختار هویت جنبش اعتراضی مردم ایران، ادعای مذهبی بودن آن است. همانطور که می دانیم عموم مردم ایران و نیروههای فعال سیاسی داخل کشور هرگز شانس راه اندازی حزب یا جریان سیاسی غیر مذهبی و سکولار را نداشته اند و در چهارچوب قانون اساسی فعلی هم هرگز چنین خواستی ممکن نخواهد شد. طبق نصر صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی همهء فعالیتهای سیاسی باید در چهارچوب مصالح اسلام ارزیابی شود. به طور طبیعی چنین صراحتی بسیاری از فعالان سیاسی را وا می دارد تا مطالبات سیاسی و اجتماعی خود را در چهارچوب مبانی اسلامی محدود سازند و به امید گشایشی روزگار گذرانند اما همین محدودیت پذیری ابتدای گسستی است که در مبنایی اندیشه ای نیروهای معترض در جنبش سبز در قالب اختلال هویتی هویدا شده است. گرچه رهبران مذهبی جنبش بارها به صراحت اعلام کرده اند که مسیر گامهای آنها در تداوم اعتراض هیچ گاه از خطوط قرمز قانون اساسی و مصالح حکومت اسلامی فراتر نخواهد رفت اما آنچه در ذهن و جان جنبش به عنوان نیروی حیاتی جنبش می جوشد چیز دیگری است. جنبش اعتراضی مردم ایران در سه دهه گذشته همیشه در تنگنای قانون اسلامی گرفتار آمده و برای خروج از این بن بست سعی داشته سوار بر ماشین نیروههای اصلاح طلب مسیر رسیدن به آزادی جامعه را کوتاه تر کنند اما این سیاست از سر استیصال همیشه پاسخگو نیست و بارها موجب شده تا ظرفیتهای بالای معترضین به یاس و ناامیدی و سو استفادههای مقطعی مذهبی نماهای فرصت طلب تبدیل شود. اما آنچه به واقع مورد سئوال و مباحثه است، مذهبی بودن یا نبودن هویت جنبش اعتراضی اخیر است.</p>
<p> آیا برای مذهبی بودن این جنبش این دلایل کافی نیست که رهبران سیاسی مذهبی دارد و موجب برانگیخته گی بسیاری از نیروههای مذهبی داخل دانشگاه و دیگر نهادهای اجتماعی جامعه شده است؟ آیا نمی بایست پذیرفت که زندانی بودن جمع کثیری از شخصیتهای سیاسی و مذهبی نظام دلیل خوبی برای مذهبی بودن این جنبش می باشد؟ آیا حضور چشم گیر نیروههای مذهبی در رسانه های سبز حتی در خارج از کشور دلیل خوبی برای مذهبی بودن این جنبش اعتراضی نمی باشد؟ آری به نظر می آید تمام این دلایل حکایت از مذهبی بودن این جنبش دارد و ما باید بپذیریم که آمال و اهداف چنین جنبشی نهایتاً نمی تواند از خواسته های رهبران سیاسی این جنبش فراتر برود اما در ادامه بعد از کمی دقت درمیابیم که واقعیت چنین نیست و جنبش اعتراضی مردم ایران با تمام دلایل بالا همچنان نمی تواند جنبشی مذهبی تلقی شود. درهمین راستا به اجبار باید به حفاری جان اندیشه ای جنبش بپردازیم و دریابیم چرا انتخابات در حاکمیت اسلامی اهمیت پیدا نمی کند و نیروههای غیر مذهبی در جامعه مجبور شده اند ظاهر اعتراضات خود را در قالبها و اشعار مذهبی معرفی کنند. ( پایان بخش اول )</p>
<p><a href="http://www.iran-free.org/1389/05/07/ft2/">http://www.iran-free.org/1389/05/07/ft2/</a></p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=239"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=239</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این راه شکست نمی شناسد</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=236</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=236#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Feb 2010 10:09:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=236</guid>
		<description><![CDATA[در این مقال با طرح  سئوالی در نظر دارم تا وجدان آگاه شما خواننده محترم را در آزمونی ساده اما حیاتی وارد سازم. به نظر شما پیروزی برای بشر نیاز است یا یک باور؟ انسان برای پیروزی در هر کارزاری نیازمند ارزیابی است. ارزیابی از شرایط خود و ابعاد کارزار گرفتار در آن. همه ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در این مقال با طرح  سئوالی در نظر دارم تا وجدان آگاه شما خواننده محترم را در آزمونی ساده اما حیاتی وارد سازم. به نظر شما پیروزی برای بشر نیاز است یا یک باور؟ انسان برای پیروزی در هر کارزاری نیازمند ارزیابی است. ارزیابی از شرایط خود و ابعاد کارزار گرفتار در آن. همه ما در مسیر زندگی، بارها در کارزارهای متفاوتی پیروز شده و شکست خورده ایم.</p>
<p>جنبش سبز هم به عنوان جریانی اجتماعی، مملو است از انسانهای متفاوت که از ابتدای راه تجربه پیروزمندی  و شکست را چشیده است و زین پس هم چنین خواهد بود. اما برای یافتن پاسخی منصفانه در خصوص سئوال مورد نظر، بهتر است نخست درک درستی از پیروزی بیابیم.ازآنجا که هر مفهومی با حضورمتضاد خویش قابل درک است بنا براین چطور می توان بی شناخت شکست، پیروزی را شناخت.</p>
<p>شکست ابتدا در دنیای درون ذهن ما رخ می دهد و آنگاه صورت زشتش را نمایان می کنیم. برای پیروزی باید نخست شکستن را در خود بشکنیم و آنگاه تا مرز باور، پیروزی را تمنا کنیم. باید باور داشت تا روزی که به شکستن، اندیشه می کنیم پیروزی از راه نخواهد رسید.</p>
<p>به راستی پیروز شدن جنبش سبز مگر نمی بایست از درون ذهن خود ما آغاز شود؟ درون اندیشه ما که پلیس و نیروی امنیتی وجود ندارد. در درون ما که سانسور و تهدید و زندانی در کار نیست. پس چرا بعضی از  ما مردم، در درون خود پیروزی را درک نمی کنیم، آن را در نمی یابیم، خوب حسش نمی کنیم و باورش نداریم؟  </p>
<p>جان این جنبش اگر ریشه در باورهای انسان های آزاد منش دارد پس نمی توان کاستی های در راهش را شکست نامید و اگر ریشه در نیازهای سطحی و گذرای حامیانش دارد، پس چرا باید از شکست اش هراسان بود؟ بهتر همان که بشکند تا دوباره از نو محکمتر بسازیمش.</p>
<p>بشر برای توسعه اندیشه و جان و شرافتش مگر تا به حال شکست خورده است که حالا عده ای چنین سراسیمه،مسیر شعورمداری مردم ایران را در خطر شکست می بینند؟ جنبش سبز در راه تعالی انسان گام بر می دارد و این راه نه شکست دارد و نه بازنده.</p>
<p>انسانهایی با درک متفاوت از آزادی و شرافت در مسیر تاریخی تعالی گام بر می دارند و در حد توان و بضاعت خود، بار گران جهل و ظلم و خشونت را به دوش می کشند تا سر بلند و آبرومند، آیندگان را نوید رستگاری دهند. مگر ما وارث شرافت نیکان مان نیستیم؟ مگر درس ماندگاری را از آنها نیاموخته ایم؟ مگر ما محصول شکستیم که چنین آیه نحس شکست و پایان بر زبان عده ای جاری می شود؟</p>
<p>آری ما و اندیشه های امروزمان  میوه خوش پیروزی نیاکان مان هستیم. آنها که در برابر تمام مصائب پیش روشان، خواستند و پیروز ماندند. آری، کنون به فردا فکر می کنیم چراکه پیروزی را باور داریم و برای آیندگان مان میراثی جز پیروزی نخواهیم گذاشت گرچه بی شک برای پیروز ماندن الزاماتی نیاز است که باید آن را در خود جستجو و تقویت کنیم.</p>
<p>جنبش آزادی خواهانه مردم ایران، امروز و هرروز باید از چشمه زلال امید بنوشد و رهبرانش باید نفس شان به عطر خوش امید آغشته باشد. استراتژی اصلی اش می بایست در چهارچوب اندیشه پیروزی ریخته شود. یارانش باید در مسیر تاریخی این باور، به جاودانگی بی اندیشند و بار گران پیش رویش باید با صبوری و محبت و گذشت دوش به دوش شود.</p>
<p>جنبش سبز، میراث دار تاریخی است انباشته از پیروزیهای شیرین که متاسفانه از ذهن محاسبه گر و نیازمند بعضی از ما لختی به دور مانده. صدای آزادی خواهی زنده است چون آزادی خواه بودن را یاد داریم و اندیشه هایمان پر است از ایده های خوب و شریف برای آیندگان مان.</p>
<p>اینان که امروز در برابرمان قداره بستند وسینه و حنجره، به دشنه کین می درند مگر نه این است که هزاران سال است چنین می کنند؟ پس چگونه است  که ما و آرمان های شریف انسانی مان هنوز ماندگاریم؟ جهل و ظلم و استبداد و خشونت از سر آغاز خلقت بوده و تا امروز هم مانده و فردا هم خواهد بود، همانطور که آزادی و آزادگی و شرافت بوده و مانده و خواهد بود، پس چرا ما ماندگاریمان را در این سیر تاریخی &#8220;پیروزی&#8221; نام نکنیم؟</p>
<p>چنانکه اشاره اش رفت برای پیروز بودن باید پیروزی را شناخت و آن را خوب درک کرد و هرگز آن را در قالب نیازی مقطعی  ارزیابی ننمود. پیروزی، باوری است در هزار توی ذهن آدمی که در ابتدای اندیشدن یا متولدش می کنیم یا آن را می کشیم.</p>
<p>یاران و رهبران سبز اندیش هم باید باور پیروز شدن آزادی را در ذهن خود زنده کنند و هرگز مجالی برای رشد بذر شکست در ذهنشان باقی نگذارند، چرا که این راه شکست نمی شناسد.</p>
<p><a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/february/16//-6987d6f146.html">http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/february/16//-6987d6f146.html</a></p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=236"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=236</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنبش سبز و ضرورت ها</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=234</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=234#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Feb 2010 10:07:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=234</guid>
		<description><![CDATA[تعریف و تفسیر یک استراتژی جامع و کامل برای پیروزی جنبش آزادی خواه ایران ضرورتی است اجتناب ناپذیر. از آنجایی که صدای آزادیخواه ملت ایران درهیچ حنجره ای تمام و کمال نمی گنجد، پس تحقق چنین ضرورتی را نمی توان وظیفه شخص، جریان و یا گروه خاصی دانست.  همانطور که می دانیم استراتژی مجموعه ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">تعریف و تفسیر یک استراتژی جامع و کامل برای پیروزی جنبش آزادی خواه ایران ضرورتی است اجتناب ناپذیر. از آنجایی که صدای آزادیخواه ملت ایران درهیچ حنجره ای تمام و کمال نمی گنجد، پس تحقق چنین ضرورتی را نمی توان وظیفه شخص، جریان و یا گروه خاصی دانست. </p>
<p dir="rtl">همانطور که می دانیم استراتژی مجموعه ای است از انواع راهکارهای ممکن در سطح و ابعاد مختلف، با تاثیر گذاریهای متفاوت اما در یک جهت هم سو برای دست یابی به هدفی مشخص، پس می بایست ابتدا هدف را بشناسیم و بعد راهکارهای مورد نیاز را فراهم آوریم.</p>
<p dir="rtl">راستی هدف جنبش سبز چیست؟ پاسخ این سئوال را اگر از نظر رهبران جنبش که به قولی تمام هواداران جنبش می باشند بپرسیم انصافاً تا چه اندازه به پاسخی مشترک می رسیم؟ پاسخ را اگر از فعالان سیاسی و صاحب نظران در داخل حاکمیت بجوییم به چند جواب خواهیم رسید؟ در میان صاحب نامان و فعالان گرفتار جنبش در داخل کشور، چه هدفی به عنوان هدف غایی این جنبش تعریف شده است؟</p>
<p dir="rtl">باز پس گیری رای ملت، برگزاری انتخاباتی آزاد، رفراندوم برای تغییر قانون اساسی، برکناری دولت، آزادی مطبوعات، رهایی زندانیان سیاسی در بند، توقف اعدامها و دستگیریهای خودسرانه، انحلال نهاد ولایت فقیه، تغییر نظام سیاسی حاکم، برگزاری تجمعات خیابانی، برقراری حکومت سکولار، &#8230; به راستی کدام یک از این موضوعات هدف اصلی و اساسی جنبش سبز خواهد بود؟</p>
<p dir="rtl">بدون داشتن هدف و استراتژی مشخص، جنبش سبز در میان کارزار اندیشه و عمل، گرفتار ابهام و عدم صراحت بیان می شود و نا خواسته صدها هدف در اذهان ترسیم می نماید که هیچکدام  از نظر عموم دراولویت قرار نمی گیرد و در نهایت  مجموعه ای از نیازهای جامعه، اندیشه ای در کنار دردهای خفته فرهنگ دوستان و عافیت طلبی متداول صاحبان منفعت اقتصادی، در معامله قدرت طلبی  سیاسیون معنی می شود و آمال و آرزوهای ملت آزادیخواه  درهم می پیچد و مه ای غلیظ آسمان ذهن آدمیان را پر می کند و  تشخیص و پیگیری مصرانه هدف اصلی و غایی این جنبش به تاخیر و مجادله می افتد.</p>
<p dir="rtl">نباید در این فضای مه آلود ادبیات سیاسی، حامیان جنبش دور از برنامه و هدف فقط حول محور تفسیر خشونت و قساوت حاکمیت دور بزنند که در این صورت، سرمایه گران سنگ حامیان میلیونی جنبش در برهوت سرخوردگی و نا امیدی و وحشت رها می ماند. اگر تشتت آرا در میان حامیان  در کار نباشد، تریبونی آزاد برای صاحبان  نفوذ، به راحتی فعالیتهای بی وقفه دستگاههای رعب و وحشت حاکمیت را کارآمد تر می سازد.</p>
<p dir="rtl">تحلیل بنیه امید در میان جوانان حامی جنبش از برنامه های تاثیر گذار جریان مخالف است. پس ما چرا با بی تدبیری در تشریح قدرت مخالف خود آن را دامن زنیم؟ تهی کردن بنیان اقتصادی خانواده های متوسط جامعه هدفی است که مخالفان جنبش با برنامه آن را پیش می برند، ما در مقابل چه می توانیم بکنیم؟ شعله ور کردن خشم مذهبی و سنتی توده ها در برابر شعارهای جنبش هر روز جدی تر پیگیری می شود، ما چه اندیشه ای در سر داریم؟</p>
<p dir="rtl">در آن سوی خط آنان در زیر پرچم دفاع از ولایت که همانا آن را خیمه اول و آخر خود می دانند جمع شده اند، ما کجا گرد هم خواهیم آمد؟ آنها با پول بیت المال و صادرات نفت و حراج مفت منفعت ملی سرمایه مورد نیاز خود را دست و پا می کنند، ما چگونه باید منابع مالی مورد نیاز خودمان را فراهم آوریم؟</p>
<p dir="rtl">نمی بایست در چنین کارزار سختی، اندک فضای گپ و گفت و اعتماد میان مردم را با آزمون و خطا در مسیر اما و اگر و شاید و ای کاش پیش برانیم که این خود جفاییست سخت نا بخشودنی. اگر امکان پیروزیهای بزرگ فراهم نیست، باید پیروزیهای دست یافتنی، کوچک و سمبلیک را جستجو کرد. اگر راه ارتباط برای گفتگوی آزاد بسته است، باید متاثر از تجربه و ذکاوت تاریخی خود، شعر و شعار و لطیفه را در بستر سرد جامعه رواج داد تا مبارزه برای آزادی شیرین و جذاب شود. اگر اینترنت مسدود شد  و دیگر امکان چت کردن و ایمیل زدن مهیا نبود باید بساط میهمانی های شبانه  راه انداخت تا هم دیگر را بیشتر بشناسیم و حلقه های محلی مان شکل بگیرد.  </p>
<p dir="rtl">باید تلاش کرد تا آزادی و آزاد زیستن  مهم ترین خواسته جوانان شود. باید امید را سرمایه رسیدن به هدف نهایی، یعنی همان آزادی بدانیم. باید حنجره های یاس و ناامیدی را به طنین خوش آواز امیدواری آشنا کنیم. نمی توان آنچه را که خود باور نداریم به دیگران بباورانیم.</p>
<p dir="rtl"> در فضای نا امن و سنگین امنیتی باید تلاش کرد تا کارهای فرهنگی رونق یابد و سطح آگاهی مردم از واژه آزادی و تاثیر آن بر زندگی روزانه شان هر روز بیشتر شود. با موسیقی و شعر و تئاتر می توان دوران بحران را سهل تر طی کرد و امیدوارانه تر منتظر فضای عمل ماند.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/february/10//-64cee51aaa.html">http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/february/10//-64cee51aaa.html</a></p>
<p dir="rtl"> </p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=234"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=234</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>باز هم بهمن باز هم گلوله</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=232</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=232#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 11:10:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=232</guid>
		<description><![CDATA[باز هم بهمن از راه رسید، با همان شور و هیجان تاریخی اش. آمد تا به یادمان بیاورد طعم خوش پیروزی را. آمد تا دوباره داستان عشاق آزادی خواه رونقی بگیرد. بهمن، ماه پیروزی عشق بر چوبه های دار، این بار جلوه گر شکوه ملتی است که در انتظار فرشته ای نیست و برای کشتن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باز هم بهمن از راه رسید، با همان شور و هیجان تاریخی اش. آمد تا به یادمان بیاورد طعم خوش پیروزی را. آمد تا دوباره داستان عشاق آزادی خواه رونقی بگیرد. بهمن، ماه پیروزی عشق بر چوبه های دار، این بار جلوه گر شکوه ملتی است که در انتظار فرشته ای نیست و برای کشتن دیو بنا ندارد از نیروی هراس انگیز خشمش بهره ای بجوید.</p>
<p>دوباره بهمن از راه دشوار سرنوشت گذر کرد تا در سینه پر رمز و راز خود، اسرار ملتی که اسماعیل اش را دیگر تنها به قربان گاه نمی سپارد به یادگار بماند. بهمن آمد تا گوش سنگین والی قلعه نشین دوباره آشتی کند با نغمه های عاشقانه.</p>
<p>بهمن آمد تا عاشقان عاشقانه تر، آگاهان آگاهانه تر، زیرکان زیرکانه تر و سیاسیون سیاست مابانه تر سرود آزادی ملت را نجوا کنند تا شاید ظالمان هم آرامتر چوب الف را بر سرمان فرود آورند چرا که جوانه های سبز اندیشه امان سخت اسیر سرمای توطئه و خشم و خود فریبی شده اند.</p>
<p>بهمن از راه رسید تا انسانیت دوباره مجالی یابد برای زنده ماندن از گزند خشم و جهل و قدرت، تا آب گوارای امید بجوشد درچشمه های خشک سرزمینی که بوستان آزادی اش خون خوار شده. تا زندگی با مفهوم عاشقانه اش بتپد در سینه های نگران مادرم ایران.</p>
<p>بازهم بهمن باز هم شقایق، بازهم چکمه و باتوم و گلوله. بازهم سینه های سرخ و صورتهای گلگون، اشکهای رها در جاری رود، قلمهای آغشته به درد، زبان های خفته در حلقوم.</p>
<p>بازهم بهمن بازهم خواب آشفته حاکم. بازهم چکامه شاعر درگاه. بازهم تعبیر خواب تملق. بازهم سرنوشت سرد فرار از اجباری.</p>
<p>بهمن آمد تا دوباره ایران آبستن امید شود و تاریخ، محال بودن تشیع آزادی را گواهی کند.</p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=232"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=232</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فعالان جنبش سبز و هوشیاری</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=218</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=218#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 Jan 2010 23:51:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Articles]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=218</guid>
		<description><![CDATA[در راه دشوار مبارزات مردم فهیم ایران برای دست یابی به گوهر ارزشمند آزادی، خطرات بسیاری نهفته است. نقش روشنفکران در پیشبرد بهینه ی این کارزار، نقشی بسیار حیاتی است و نمی بایست آلوده به رقابتهای سبک و پیش پاافتاده سیاسی و جناحی شود و رنگ و بوی فرصت طلبی را در اذهان عمومی تقویت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">در راه دشوار مبارزات مردم فهیم ایران برای دست یابی به گوهر ارزشمند آزادی، خطرات بسیاری نهفته است. نقش روشنفکران در پیشبرد بهینه ی این کارزار، نقشی بسیار حیاتی است و نمی بایست آلوده به رقابتهای سبک و پیش پاافتاده سیاسی و جناحی شود و رنگ و بوی فرصت طلبی را در اذهان عمومی تقویت نماید. جریان مبارزه فرسایشی شرایط تفرقه و اشتباه در بیان تفکر را میان هواداران جنبش بیشتر کرده و به همین رو هشیاری نیروهای تاثیر گذار در این کارزار بسیار حیاتی می نماید. از آنجایی که جنبش سبز ملت ایران به واسطه ی تعقل مردم و اعتماد آنان به کاندیدای مشخص و جریانهای فکری اصلاح طلب در ساختارحاکمیت شکل گرفته است، می بایست به جد از هرگونه رفتار و گفتار و عملی که نتیجه ی عکس خواست مردم به همراه داشته باشد پرهیز نمود.</p>
<p style="text-align: right;">رهبران سیاسی، نیروهای اندیشه ای و عموم هواداران داخل ایران به عنوان سرمایه و ظرفیت اصلی این جنبش در زیر انواع فشارهای امنیتی حاکمیت،تا امروز هزینه های گزافی را پرداخته اند و برای ادامه ی این مسیر طولانی هم نیاز دارند تا با تدبیر رهبران خود از چنین گذرگاه دشواری به سلامت و با کمترین آسیب عبور کنند؛ از این رو به نظر می آید انتشار اعلامیه های پی در پی جریانهای سیاسی خارج از کشور، بار گرانی است بر دوش هم وطنان سبزمان و بهانه ای برای تحمیل فشار و تهدید بیشتر از طرف جریانهای افراطی صاحب اسلحه به رهبران اصلی جنبش.</p>
<p style="text-align: right;">از آنجا که بسیاری از صاحبان این بیانیه ها نه در رای گیری بیست و دوم خرداد شرکت داشته اند و نه اساساً مسیر و تدبیر اصلاح طلبی مردم ایران را به رسمیت می شناسند بهتر است با تامل و اندیشه بیشتر افکار و دیدگاههای خود را در این شرایط خطرناک مطرح نمایند. آنچه ما ساحل امن نشینان می توانیم انجام دهیم همان انعکاس و حمایت از اندیشه های آگاهانه ی رهبران و هواداران سبز داخل ایران است. بیانیه ها و اعلامیه هایی که حتی نمی توانند اعضای خانواده صاحبان آن را برای اعتراض به خیابانهای امن لندن جمع آورد، به واقع چه محلی از اعراب نزد مردم ایران دارند؟ گروههای اندیشه ای و روشنفکر با کمی هوشیاری می توانند درک درستی از آشفتگی اوضاع و خطراتی ازقبیل توطئه تفرقه در میان صفوف متحد جنبش سبز، ترور و حذف فیزیکی نزدیکان و معتمدین جنبش پیدا کنند و چنین شتابان درصدد روشن کردن مواضع سیاسی خود بر نیایند چرا که سکوت سنجیده نیز خود یکی از مجاری اعتراض است و می تواند بخش مهمی از فرایند &#8220;جلب حمایت&#8221; در مسیر مبارزه فرسایشی محسوب شود.</p>
<p style="text-align: right;"> کمک اندیشمندان و آگاهان در تشریح شکست جنبشهای آزادیخواهانه مردم ایران در بستر تاریخ طولانی مدت استبداد، بسیار حیاتی است. جنبش پیروز سبز ایران تا همین مرحله هم بسان سرمایه ای است گرانقدر که می بایست با دقت و احترام برای آیندگان محفوظ بماند؛پس بر تمامی فعالین سیاسی و روشنفکران است تا سرمایه ی مردمی و ملی ایران را بلندگوی تبلیغاتی خویش نپندارند. آنچه برای ما اهالی فعال و شعور مدار جنبش سبز در خارج از کشور حیاتی است، قدم برداشتن در مسیر حمایت از سرمایه های داخلی کشور و انتقال صدای مظلوم ملتی است که بار گران جهل، ظلم و توطئه را، توامان می بایست تحمل کند.</p>
<p style="text-align: right;"><a href="http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/january/24//-9d970f3c51.html">http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/january/24//-9d970f3c51.html</a></p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=218"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=218</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تقدیم به  تنها ماه زندگی ام</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=216</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=216#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 27 Nov 2009 11:06:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[Weblog]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=216</guid>
		<description><![CDATA[  تقدیم به  تنها ماه زندگی ام قصه ای شیرین برای شبهای پر ستاره ات، قصهء بلمی طوفان زده در اقیانوس تنهایی ها که بادبانهایش را به سمت بادهای سهمگین می گشود و هرگز از گردابهای پیش رویش نمی هراسید. تا بیکران می رفت و افق در پس و پیش او هر بار خضوعانه سر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"> </p>
<p dir="rtl">تقدیم به  تنها ماه زندگی ام</p>
<p dir="rtl">قصه ای شیرین برای شبهای پر ستاره ات، قصهء بلمی طوفان زده در اقیانوس تنهایی ها که بادبانهایش را به سمت بادهای سهمگین می گشود و هرگز از گردابهای پیش رویش نمی هراسید. تا بیکران می رفت و افق در پس و پیش او هر بار خضوعانه سر خم می کرد.</p>
<p dir="rtl">بلم کوچک بارها در مسیر بادها شکست و راهش را گم کرد، در سیاهی شبهای تار تا اعماق امواج ملتهب پیش رفت و در پناه مهربانی ستارهها دوباره راهش را یافت. بلم آرام و پیوسته می رفت گرچه در راه، ابرهای سیاه  در انتظار شکستنش لحظه شماری می کردند و او هیچگاه از سایه سنگین و ترسناکشان نهراسید. بلم ما سنگین از بارعشق در راه عاشق بودن فرسنگها اقیانوس تنهایش را در نوردیده بود و دیگر راه زیادی در راه نداشت. فقط چند افق بیشتر در راه بود تا سحر دلنشین عاشقانه اش را در خاطره اش برای همیشه نقاشی کند.</p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">        </p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=216"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=216</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان عشق من</title>
		<link>http://www.farbodtalaee.com/?p=213</link>
		<comments>http://www.farbodtalaee.com/?p=213#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 12:02:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Farbod Talaee</dc:creator>
				<category><![CDATA[Weblog]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.farbodtalaee.com/?p=213</guid>
		<description><![CDATA[داستان عشق من روزهای شاد نوجوانی ام در عشق دختری زیبا و خون گرم، به شادی سپری می شد که ناگهان چرخ روزگار پاشنه اش چرخید و ابر سیاه تنهایی و دلشکستگی آسمان دلم را پر کرد. آمد و سایه خوفناکش روزگار آفتابی دلم را سیاه کرد. مهدیس را بعد از سه سال دوست داشتن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">داستان عشق من</p>
<p style="text-align: right;">روزهای شاد نوجوانی ام در عشق دختری زیبا و خون گرم، به شادی سپری می شد که ناگهان چرخ روزگار پاشنه اش چرخید و ابر سیاه تنهایی و دلشکستگی آسمان دلم را پر کرد. آمد و سایه خوفناکش روزگار آفتابی دلم را سیاه کرد.<br />
مهدیس را بعد از سه سال دوست داشتن از دست دادم، درست ۱۲ سال پیش بود که با چشمان بارانی اش با من وداع کرد. آن روزها در گرداب مشکلات متعددی که در شکل گیری هیچ کدامشان نقشی نداشتم غرق می شدم و او برای رفتن حق داشت.<br />
قصهء آشنایی ما هم شنیدنی است. برای فیلم برداری جشن نامزدی یکی از اقوام رفته بودم. به همراهی خانواده. بیست دقیقه ای بود که مشغول فیلم برداری بودم که ناگهان از پشت ویزور دوربین برای اولین بار صورت ماهش را دیدم.<br />
درست مثل دیگر مبتلایان این بیماری دوست داشتنی، قلبم شروع به تپیدن کرد خیلی غیر عادی بود. تا آن روز هیچ گاه چنین حالی را تجربه نکرده بودم. بدون این که بدانم در میهمانی هانیه عزیز چه می گذرد لنز دوربین را تا حد ممکن روی صورت مهدیسم زوم کردم و خودم را از او دور نگه داشتم. توی همان عالم ترس و اضطراب فکر می کردم شاید همه ی میهمانان از حالم باخبر شده باشند. لابه لای میهمانان می چرخیدم و از تمام زوایای ممکن زیبایم را تماشا می کردم بدون اینکه حواسم به میهمانی و وقایع مهم نامزدی باشد. آری، عاشق شده بودم.<br />
فراموشم شده بود برای چه کاری به آنجا رفته بودم انگار نه انگار که مجلس نامزدی بود و من قرار بود از عروس و داماد فیلم بگیرم. فردای مراسم، وقتی مادر و مادر بزرگ و پدر بزرگ عروس خانوم آمدن منزل ما و از فیلم من شکایت کردن، تازه فهمیدم چه دسته گلی به آب داده ام. خلاصهء کلام اینکه، هانیه و آقا داماد در بیشتر صحنه ها در فیلم نبودن و یا اگر بودن در کنار صفحه و یا چند لحظه اما همه جا و همه وقت مهدیس در فیلم بود.<br />
سرتا پا خجالت بودم و نمی دانستم چه پاسخی باید بدهم. عشق من بی خبر از همه چیز حالا سوژه تمام دوستان و آشنایان شده بود و طبل رسوایی عاشقی صداش همه جا پیچیده بود. هانیه مهربان و خانواده اش از سر گناه من گذشتند و من را به یک دنیا عشق مهدیس بخشیدند.<br />
هنوز خودش نمی دانست تا این که هانیه موضوع را برایش گفت و من هم برای آشنایی بیشتر چند روز بعد یک میهمانی راه انداختم و برای اولین بار میزبان مهدیسم شدم. درست پانزده سال قبل بود که صدای قلبم مثل امروز شنیدنی بود.</p>
<p style="text-align: right;">و حالا از پس این همه سال و روز؛ این همه خنده و شادی و اندوه و این همه حادثه، منم و تنهایی در اوج با او بودن. تنها در دفتر کارم نشسته ام و زیبا ترین کار ممکن که از دستم بر می آید را انجام می دهم. خاطرات عشقی را می نویسم که مهمترین دستاورد ایام نوجوانی ام بود. می نویسم تا عشق زنده بماند و هرگز در کوتاهی راه زندگی ما آدمها دستخوش فنا نشود.<br />
دوازده سال از هم دور بودیم و هرگز تصور نمی کردیم قصه زندگی ما را دوباره بهم برساند. چه اعجاب انگیز است این حکایت زنده بودن. من به شهادت تمام دوستان و آشنایان و اقوام تمام این سالها مهدیس و خاطرات زیبای آن روزهها را فراموش نکردم. گوش تمامشان از داستان این عشق پر شده بود و گاهی به من یادآوری می کردند که بابا بسه نگو، قبلاً شنیدیم. اما من می گفتم و هر بار درست مثل دفعه قبل هیجان زده می شدم.<br />
الان مهدیس به اتفاق دوستش الاهه که یکی از بهترین و صمیمی ترین دوستانش هست در راه خانه ما هستند. پنج شبه است و تهران تا کرج راه دراز است و ترافیک و دل شوره، عاقد هم آمده و نشسته. مادرم نگران بود. سعی کردم آرامش کنم. نشد.<br />
دوستم امید، از تهران زنگ زد صدایش پر از بغض بود. بعد از شانزده سال دوستی و برادری، برایم آرزوی خوشبختی کرد و اشک ریخت. من برای نبودنم بهانه ی خوبی دارم اما این بهانه آرامم نمی کند. سیاسی شدن هزینه دارد و من برای افکارم در مقایسه با دیگران کمترین هرینه را می پردازم.<br />
روزگار با من مهربان بود و این خوش اقبالی را مدیون وفاداری به حسی هستم که هرگز در دلم نمرد. گرچه تا همین ماه مهرماه واپسین نمی دانستم چنین اقبالی انتظارم را می کشد. درست نیمه مهرماه هشتاد و هشت بود که مهدیس روی همین وب سایت برام کامنت گذاشت و دوباره این آتش زیر خاکستر را شعله ور ساخت.<br />
از روز ۱۵ مهرماه که این کامنت رو دیدم تا امروز که روز عقدمان هست فقط ۴۴ روز طول کشید و من هنوز در انتظار دیدن عروسم بعد از دوازده سال، باید چند روز دیگر هم صبر کنم.</p>
<div align="left" style="float:left;padding:5px 5px 0px 0px;"><a name="fb_share" type="button_count" share_url="http://www.farbodtalaee.com/?p=213"></a></div>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.farbodtalaee.com/?feed=rss2&amp;p=213</wfw:commentRss>
		<slash:comments>9</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
