Archive for the ‘Weblog’ Category
تقدیم به تنها ماه زندگی ام
قصه ای شیرین برای شبهای پر ستاره ات، قصهء بلمی طوفان زده در اقیانوس تنهایی ها که بادبانهایش را به سمت بادهای سهمگین می گشود و هرگز از گردابهای پیش رویش نمی هراسید. تا بیکران می رفت و افق در پس و پیش او هر ...
Weblog - ۱ Comment »
داستان عشق من
روزهای شاد نوجوانی ام در عشق دختری زیبا و خون گرم، به شادی سپری می شد که ناگهان چرخ روزگار پاشنه اش چرخید و ابر سیاه تنهایی و دلشکستگی آسمان دلم را پر کرد. آمد و سایه خوفناکش روزگار آفتابی دلم را سیاه کرد.
مهدیس را بعد از سه ...
Weblog - ۹ Comments »
در کمال ناباوری در سه ماه گذشته شاهد تخریب و تحقیر بسیاری بودم. قضاوتهای عجولانه و به دور از انصاف عده ای که خود را مبارز راه آزادی می دانند مرا تنها به علت متفاوت بودن و متفاوت اندیشیدن بارها آزرده. بعضی از فعالان سیاسی صاحب نام مقیم ...
Weblog - ۳ Comments »
تحقیر شعور و اندیشه یک ملت را چطور می توان بیان نمود؟
این همه ظلم و ستم را چگونه می توان ندید؟
چنین بی خردی را کجا می توان سراغ گرفت؟
زندگی را چگونه می توان باز آفرید؟
امید را چه طور می توان حفظ کرد؟
خشم را چگونه می توان افسار زد؟
نفرت را ...
Weblog - ۳ Comments »
حس خوش نوشتن و خواندن و رها شدن در معانی، مدتها بود که از خانهء دلم دور مانده بود.
جانم در تلاطم خشم و نفرت و غصه، مسموم و زبانم در کام عقل خزیده، و روحم در مسیر خونکای صبر، به فراموشی سپرده شده بود.
گرچه روزگار هیجان و التهاب، مملو ...
Weblog - ۳ Comments »
پیراهن مشکی اهم را پوشیدم و کراوات سبزم را بر گردنم آویختم، در میان مردم در خیابان براه افتادم و با دلی مغموم خاطرهء زنان و مردان دلیر وطنم را زنده کردم. مغموم از این که ایران نیستم و در این کارزار سخت، من فقط تماشگر شده ام و راوی ...
Weblog - No Comments »
برای دوستانم
مدتی است که حس خوب نوشتن از خانهء دلم رخت بسته، زندگی ام درحرکت معنی بهتری پیدا کرده است.
اندک زمانی است که لندن نیستم و از گزند تهمت و توهین افراطیون به اصطلاح وطن پرست و آزادی خواه عافیت نشین، بدورم. اما دلم برای همهء یاران خوب و ...
Weblog - No Comments »
وطنم در خون می جوشد و هزاران پرنده عاشق در کوچی نابهنگام می روند تا پایان درد. شاید بهاری در راه است شاید شعله ای سوزان در کمین.
وطنم، دوباره خرداد شد دوباره خونین، چشم مادرانش بازهم خونین. وطنم سبز شد تا بی نهایت آنقدر که محو شد دیو ترس تا ...
Weblog - ۲ Comments »
چون، سبزی بهارت در دل عاشق یارانت، دوباره گل داده. بوی خوش خاطرهها دوباره عالم جانم را پر کرده.
چون، همه جا اندیشهء سبز رویئده و عشق سبز جوشیده و کلام سبز دانه دانه باغچه هایمان را فرا گرفته.
چون، امید خانه به خانه در می زند گویی دوباره قصد کوچه ...
Weblog - ۱ Comment »
این ره گرچه هزار بار فتاده سر باید که برخاست و دوید آن را، با جان سر
به تو پناه آورده ام ای یار روزگار تنهایی، ای خون جاری در تاریخ، تو که با ذهن آدمی جان می گیری بر پهنهء شهید کاعذ. درست مثل همان روزههای که او برای ...
Weblog - ۵ Comments »